پایان بازی عاشقی
Game Over
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد…
……….
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به
دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه
برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر
در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب
برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت.
به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده
بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری
پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت
موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را
دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد
چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی
است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر
بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد.
دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن
بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این
سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا
کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما
دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر
نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در
بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای
خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم،
می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.
مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در
حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و
پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا
پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.
دلهره هاي دل پاک و ساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
چشماي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاک وساده
پنجره ي باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن کوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلائي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخهء خشک پيچک تنهایی
ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من نشوني از تو بوده
- هروقت به موبایل شما زنگ زد و مشغول تعریف کردن وقایع روزانه اش بود(که معمولا این کار را با افزایش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام میدهد) صحبت هایش را قطع کرده و اعلام نمایید که پشت خطی دارید و لطف کند و 1 ساعت دیگر تماس بگیرد !
- هر وقت خواستید وی را سوار ماشین کنید با استفاده از عطر زنانه مادر و یا خواهر محترمتان فضای ماشین را عطر آگین کنید و هنگامی که ازتان پرسید این بوی چیست شروع به تناقض گویی کنید تا تصور کند رقیب دارد!(مسلماً این عمل بسیار غیر انسانی است و تنها در صورتی این کار را انجام دهید که مطمئن شوید بعد ها ناحیه ای از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد)
- دائماً اسم وی را اشتباهی صدا کنید (مثلاً اگر اسمش سارا است او را شیما صدا بزنید تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپی و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بیفتد که رقیب دارد).اگر هم پرسید شیما کیست بگویید دوست دختر قبلی ام که تیریپی لاو گونه با او داشتم !
- مدام به طرز لباس پوشیدن وی گیر دهید .مثال:
شما- این چه شلواریه؟چرا اینقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟
دوست دخترتان: کجای شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده!
شما- بد تر!این چه وضع لباش پوشیدنه؟چرا مثل قرون وسطی تیپ میزنی؟الان همه شلوار کوتاه میپوشند تو چرا مثل زنای 70 ساله لباس پوشیدی؟!؟!؟!
(البته لازم به ذکر است که زنان 70 ساله در صورتی که در قید حیات باشند هرگز شلوار نمی پوشند و به دلیل کهولت سن و نزدیک بودن به زمان فسیل شدن فقط دامن می پوشند.دلیلش رو هر وقت 70 ساله شدید می فهمید!)
- از یک هفته قبل از تولد تا یک هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شوید و در دسترس نباشید و هنگامی هم که از شما درخواست هدیه نمود به وی بفرمایید:مگه من و تو واسه هدیه دوست شدیم؟مهم اینه که قلبامون پیش همدیگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در سایر اعیاد سال از قبیل ولنتاین، سالگرد دوستی،روز عید نوروز و .... نیز همین عمل را انجام دهید)
- هنگامی که با او قرار دارید یک پاکت مگنا(Magna) گازوییلی خریداری نموده و مانند اگزوز ماشین دائماً از خودتان دود متصاعد کنید در ضمن دود تهوع آور سیگارتان را نیز مرتباً به سمت وی حواله دهید
- هر وقت با او بیرون میروید مانند انسانهای چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بیفکنید
- هنگامی که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظی از دوستش بخواهید شماره اش را به شما بدهد!
- و اگر می خواهید شورش را در آورید و حسابی سکه یه پولش کنید با یکی دیگر از دوست دختر هایتان(که مطمئناً همه پسر ها برای روز مبادا چنین چیز هایی دارند) به جایی بروید که مطمئنید وی و چند تا از دوستان صمیمی اش(که البته شما را هم میشناسند) آنجا حضور دارند!
- نکته: دختر خانم ها معمولاً به دلیل وجود خصلتی به نام حسودی جلوی دوستان صمیمی خود پز دوست پسر هاشون را میدهند حال تصور کنید که یک دختری وقتی که پیش دوستان صمیمی اش میباشد - در حالیکه مشغول تعریف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختری دیگر از آن ناحیه رد میشوند(این یکی خیلی حال میده حتما امتحان کنید
بعد وقتی باهاش تو پارک قدم می زنید اس ام اس هاتون رو چک کنید و به دختر جماعت نگاه کنید. ( سعی کنید درست جلوی چشم دوستتون این کار را بکنید )
وقتی پیش دوستتونید اونیکی دخترا رو نشون بدید و بگید مثلا: عجب مانتوی باحالی پوشیده
- تو ماشین که هستین و دوستتون در حال گوش دادن به موزیک مورد علاقه شون هستند بزنید به یه اثر زیبا از دکتر شجریان گوش کنید
- وقتی در کافی شاپ در حال صرف انواع نوشیدنی و ... هستید بی کلاس ترین نوشیدنی مثل چایی را سفارش بدهید
- وقتی قراره با هم به مهمونی یا ... برید از درویشانه ترین لباسهایتان استفاده کنید تا آنتی کلاس عمل کرده باشید
نتیجه اخلاقی = کلا بی کلاس باشین تا راحت باشین
- همیشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبلیتون که اونم میشناسه صدا کنید و (بعد معذرت بخواهید)
- وقتی از جایی که با هم چیزی خوردید و شما حساب کردید بیرون اومدید بگید:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ریختید.
- آخر نامه ها مثله این تازه به دوران رسیده ها زرت و زورت ننویسید (دوستت دارم)
- ولنتاین مسافرت باشید.
- همیشه یک شاخه گل بهترین هدیه هست.
- وقتی موهاش بلنده بهش بگید کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگید: الان فهمبدم هیچ مدل مویی بهت نمیاد. بلند که بود قشنگتر بود.
- به بهانه ی ترافیک 33دقیقه و 14ثانیه دیر برید سر قرار.دانشمندان در آخرین تحقیقات خود ثابت کرده اند که اگر دیرتر از این زمان بروید خوشگل مورد نظر (آی کیو همون دختره دیگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر بروید پررو میشود.
- فقط از رنگ صورتی بدتون میاد (مورد استفاده در 99/99درصد از مواقع)
- از مزه ی رژ لب چندشتون میشه (وا!!!!!!!!!)
این ها همش امتحان شده است. فقط یه کم دوست دختر خودتون رو بسنجید. باید بگم که هیچ مسولیتی هم نمیپذیرم. ولی اگه دوست دخترتون یه خورده پررو شد حتما از این روش ها استفاده کنید.

سلام خدمت همگی.شرمنده که دیر به دیر میام.ماه محرم ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع) رو خدمت همه شما تسلیت میگم و امیدوارم عزاداری و اشکهای شما قبول درگاه حق باشه.بچه ها تو این شبها واسه همه مخصوصا مریضها و آدمای گرفتار دعا کنید
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشمروزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه یسلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد


اینم از موزیک Mortal Kombat.این آهنگ رمیکس هست.آهنگ اصلیش رو نداشتم.آهنگی که سارینا خانوم درخواست کرده بود.بازم دمتون گرم که تو نظرسنجی شرکت کردین.این آهنگ خوراک ماشینه.کوب دار...!
من میگم حالم خوبه تو باور نکن
جز خدا کسیو داور نکن
واسه من به هر حال فرقی نداره
ولی منو ببخش اگه تلخه حرفام
سهم من و تو از خورشید لحظه ی غروبه
این زندگی حق نیست
کلش یه دروغه
میگن حرفای من تاریک و سیاهه
پر از نا امیدی مثه شعرای فروغه
منو ببخش
اگه اینو نمیدونم
که کنار حقیقت امسال شما زنده نمیمونن
اگه روزی بفهمم کسی بیشتر از من راست میگه
دیگه نمیخونم
بین منو تو یه میکروفن فاصلست
بین منو اون یه دنیا خاطرست
منو ببخش واسه ی خاطره هام
این بین منو زندگیم یه جور معاملست
شاید سود
نداره واسمو
شاید زود نرسی بهش
ولی میرسی به حرفم یه روز
ولی تا اون روز
منو ببخش
منو ببخش
اگه موهام امروزی نیست
اگه حرفم از روی دلسوزی نیست
اگه مثل تو شاد نیستمو
اگه اهل ترانه های پاپ نیستمو
منو ببخش اگه با اقلیتی
اگه واسم نداری هیچ اهمیتی
منو ببخش
اگه تو رو نمیبخشمو
اگه همش بت میگم بگیر دستمو
منو ببخش
اگه تو حرفام
هرگز نبو دم اون چیزی که تو میخوای
منو ببخش
اگه تو فردام هرگز نمیشم اون چیزی که تو میخوای
منو ببخش
منو ببخش
به خاطر همه دروغایی که نگفتم
به خاطر زندگی که نکردم
به خاطر لحظه هایی که نمردم
منو ببخش
مثه برگ تو مسیر باد
هر طرفی بوزه راه میری
منو ببخش
اگه فریاد میزنم که مسیرت غلطه داری اشتباه میری
شاید سود نداره واسمو
شاید زود نرسی بهش
ولی میرسی به حرفم یه روز
ولی تا اون روز
منو ببخش

سلام بر بروبکس باحال وبلاگ.میبخشید که دیر به دیر میام.آخه درس و دانشگاه وقت واسه آدم نمیزاره که.خلاصه امروز اومدم با یه مطلب متفاوت!!! امروز میخوام یه نظرسنجی بزارم.البته هیچ ربطی به وبلاگ ما نداره ولی ییهو همینطوری گفتم بزارم شاید یه حال و هوایی عوض کنیم!بچه ها شما تا حالا بازی Mortal Kombat رو بازی کردین؟یا فیلمش رو دیدین؟جدیدا هم دارن سریالش رو میسازن که تا الآن ۹قسمتش امده.اگه اهل بازی های کامپیوتری باشید خیلی خوب با این بازی خاطره دارید چون یکی از بهترین بازیهاست.شما طرفدار کدوم یکی از کاراکتر یا شخصیت های این بازی هستید؟ من که بیشتر از Sub-Zero خوشم میاد.حالا اگه دوست داشتید شما بگید از کدوم خوشتون میاد؟هرکی هم که دوست داشت بگه که از کدوم خوشش میاد من عکسش رو تو وبلاگ بزارم.راستی من آهنگ تیتراژ شروع فیلمش هم دارم که هرکی خواست بگه که من براش واسه دانلود بزارم.
بی اعتمادم کن به همه ی دنیا اینکه با من باش...
کنار من تنها...کنار من تنها...کنار من تنـــــــــــــــها...
از اولین جمله ات فهمیده بودم زود...
عشقهای قبل از تو سؤ تفاهم بود..
اونقدر میخوامت...همه باهام بد شن...
با حسرت هرروز از کنار ما رد شن...
هر روز به یه جرمی سوزوندی
دل من خسته شده ، مرغ پر بسته شده
می گی همینی که هستی
نمی شه از تو رد بشم ، بدجوری وابسته شدم
واست مهم نبود که بودم
حق من این نبود که تو ، حالا بهم بگی برو
منی که عاشق تو بودم
خسته شدم از این همه نیرنگ تو
فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
خسته شدم از این همه در به دری
دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو
خسته شدم از این همه نیرنگ تو
فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
خسته شدم از این همه در به دری
دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو
دلم صد پاره شده ، بی تو آواره شده
هر روز به یه جرمی سوزوندی
دل من خسته شده ، مرغ پر بسته شده
می گی همینی که هستی
نمی شه از تو رد بشم ، بدجوری وابسته شدم
واست مهم نبود که بودم
حق من این نبود که تو ، حالا بهم بگی برو
منی که عاشق تو بودم
خسته شدم از این همه نیرنگ تو
فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
خسته شدم از این همه در به دری
دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو
خسته شدم از این همه نیرنگ تو
فقط برو ، هر چی که دارم مال تو
خسته شدم از این همه در به دری
دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو
ورس1:
یه دلیل دنباله یه دلیل قانع کنندس // واسه بخت تلخش رقصش با این سازه پر از یأس
دنیا یعنی ویروس بزرگـــ آفرینش // که یه خیال راحت و نداده ساعتی بهش
همش داره فرو میره توی لجن و انگ // یادیواری بلند جلوشه واسه رسیدن به فردا
شب و روز بی هدف اون به درهای چفت شده و // اون دیگه میتونه بدون یه سیگار چت کنه
نگاه میکنه به دور و بر که چیزی داره!؟ // چشم بدوزه به اون حتی یه ریگـــ ساده
روال عادی طی میکنه این ویروس سالها // تب بدنشو بالا داره میرونه آها!
میکشه پاها دارن میکشن جسمو به سختی // اون داره این بازیو میبازه حس کن بفهمی
فکر کن به جا اون باشی یعنی رو میخوای بغلتی // خار و بی کس بی خونواده رو سیاه بگردی
نگاه میکنی افتادی زمین طلب مرگـــ و // میکنی ایده پاشو بنال بگو سبب درد و
تویی که میگی اینجوری که سخت گرفتی نیس // زندگی زیباست قشنگه خفه شو د حسی نیس
تو وجود بی حال اون که نفسم به نحوی // میده توریه که نده بیرون نزنه قلبی
که پر از گله به دیروز امروزهای اینده // با کره ی خاکی اون زمین زدو بازنده ساخت
کـــروس:
باختـــم هر چی که داشتم باختـــم دار و ندارم بازنــدم
منـی که باختم دار و ندارم بـــازم مـــــن بـــازندم ( 2 )
ورس2:
نگاه بگیر روز و شبت جلو آینه ها // انگار راه گریزی نیس توی آیین ما
گاهی باختی همه چیز و ساده پای غرور // هر چی لمید شکست و نموند پل عبور
وقت توبه یهو وجودت شد از جنس سنگـــ // به همه چیز بی اعتنا حتی صدای مرگـــ
از صد راهی هول دادی خودتو حتی رکب // ولی یه گام جلو رفتی ولی سه تا عقب
تا اومدی عاشق باشی دیدی عشق و دروغ // تو تاریکی سیر میکردی ولی اون بود تو نور
تو خلوتت این فکر میکشتت چی شد سبب؟ // تو این جاده ایستی نبود ولی زدی بغل
زخمای درونتو ندادی جایی نشون // گفتی بی خیالش توی خودت یاغی بمون
زندگیت همیناس استرس و ترس و گله // از این روزگار که نداشتی هیچ دِیـنی بهش
هر وقت شانسی داشتی اون و سریع زمان ربود // دیگه هیچی نموند حتی راهی واسه صعود
توی خودت گم شدی و رفتی یه جای پرت // یه جایی که کسی نیاد حتی جا پای من
دیگه مهم نبود کسی نبود دور و برت // چطور خاطراتت و باز کنی تو از سرت
شاید چاره اینه واست باید گذاشت و رفت // بازنده به دنیا اومدی بایست بازنده رفت
کـــروس: باختـــم هر چی که داشتم باختـــم دار و ندارم بازنــدم
منـی که باختم دار و ندارم بـــازم مـــــن بــازنـــدم ( 2 )
هیچ کدومتون نمیفهمین
به خدا هیچ کدومتون نمیفهمین
وقتی دنیا واقعا سیاه شده
وقتی موقع نوشتن بغضت میترکه
میفهمی چه حسی داره ؟
آماده ای که تو هم منو ترک کنی
یا میخوای بشنوی تا درد منو درک کنی
میخونم تا تو دلم این بار سنگی نمونه
این اشک منه که باعث رنگین کمونه
این صدای اشک منه به هر گوشه رسید
فعلا که زندگی گرگه و ما یه خرگوش سفید
دلم بهم میگه که این ناله ها کافی نیست یه ریز
قد خوابم واسم یه لیوان کافی میکس بریز
که بیدار بمونم ببینم من چه واژهای
میتونه بهتر معلوم کنم عمق این تراژدی
وقتی کسی راه نمیاد باهام جز سایه ی من
بایدم رپ من اینطور بشه مایه ی ننگ
با همین امکاناتم میرم این راه پیش و پسوقتی 70 میلیون میخوان کار شیش و هشت
پس دیگه حاجت کدوم استخاره هست
باید بکنم من از استعدادم استفاده پس
گله دارم آره من از خدا گله دارم
که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم
دیگه پر شده از ناله ها دل پرم
که چرا خوبی های دنیا واسم نصفه کارس
وقتی غرق میشم آره زیر سیل کارم
وقتی نمیشه به دست بیارم من دل یارم
وقتی شونه ای ندارم من روش سر بذارم
میگم گله دارم
گله از این دل زارم
میگی کفر نگو تو هم شکر کنش باز
ولی وقتی شب رفته و اینجا صبح شده باز
خورشید تابید رو مشکلی که تو دل من بوده
حالا منم و روزگارو یه دوئل مردونه
میگم بکش خودتو بذار یه نفسی بکشی
وقتی داری راه زندگیتو عوضی میکشی
به مشکلاتم میگم من دوباره نمیخوام
چرا سختی واسه منه خوشی مال رفیقامه
از شانس بد مائه جاده تنگ میشه آره
وقتی دست به طلا هم میزنی سنگ میشه آره
وقتی به آینده ها ندارم حس خاصی
وقتی به جیبم ندارم حتی اسکناسی
پیش دوست وآشنا هم نمیخوام کم بیارم
مجبورم سر و ته شو با یه دروغ هم بیارم
جای اینکه خدا واسه مشکلات پا پیش بذاره
کاری کرده صبح و شب رو سرم آتیش بباره
گله دارم آره من از خدا گله دارم
که چرا در هر قدمم میخوره گره کارم
دیگه پر شده از ناله ها دل پرم
که چرا خوبی های دنیا واسم نصفه کارس
وقتی غرق میشم آره زیر سیل کارم
وقتی نمیشه به دست بیارم من دل یارم
وقتی شونه ای ندارم من روش سر بذارم
میگم گله دارم
گله از این دل زارم
تا که پولت به جیبه دورت از دوستی پره
تا که مشکل داری نمیبینی دوستی دورت
جز دو سه نفر رفته هرکی سمت ما بود
حالا ماییم و بورس و چک و سفته هامون
اونا شعار میدادن منو درکم میکنن
ولی وقت سختی دیدم چطور ترکم میکنن
چه دوستای من چه عشق و چه برادرم
نمیدونستم ضامن رابطمه درآمدم
و واسه مشکلاته به هم ریخته حال روحیم
حالا کجای دنیا فرار کنم با چه رویی
و تو هر کشوری بخوان به تو اقامت بدن
واسه ایرانی بودنت تورو حقارت میدن
تو رویا بودم که حال خوشم همیشگیست
و حالا میفهمم هیچ مادیاتی همیشه نیست
دنیا تاریکه که چشمایه من هرشب اشکه
ولی نمیبازم مگه دنیا از رو نعشم رد شه
ولی نمیبازم مگه دنیا از رو نعشم رد شه
خدا مگه چند سال زنده هستم
که باید دائم فشار بیاد به ذهن خستم
فقط تویی که میدونی چقدر عاشقشم
حالا شدم معشوقی که شده عاشق شب
توکه پیاده هرشب توی سرنوشتم
چهار سال سرنوشتم رو از سر نوشتم
آره چهار سال من از سر نوشتم
ولی اگه اون نباشه میخوام دنیا نباشه
والله به خدا قسم میخوام دنیا فنا شه
اگه عشقی نباشه میخوام منم نباشم
برم زیر یه موج خاک تا به کل فنا شم
پس خدا بهش بگو چقدر عاشقشم
| Design By : Mihantheme |






